حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
536
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
انقلابات اوايل سلطنت ابو سعيد جوانى و تازهكارى ابو سعيد از يك طرف دشمنان خارجى ايلخانان را بتعرّض بممالك او واداشت و از طرفى ديگر جمعى از سرداران مقتدر اولجايتو را كه هريك اميرى مقتدر بودند و نسبت بجاه و مقام يكديگر حسد ميبردند بر سلطان عاصى كرد . ابو سعيد بكفايت و رشادت شخصى و يارى جمع ديگرى از سرداران خود بر جميع اين مشكلات فايق آمد و تا حيات داشت از انقراض سلسلهء ايلخانى جلوگيرى كرد . عمدهء مشكلات كار ابو سعيد بقرار ذيل است : 1 - شاهزاده يسور از اولوس جغتاى كه سابقا از طرف اولجايتو مورد انعام و در بادغيس هرات مقيم شده بود در 716 بادّعاى تسخير خراسان و مازندران برخاست و در اوايل 717 تا مازندران پيش راند . ابو سعيد سردار معروف خود ايسنقتلغ را بدفع يسور فرستاد و يسور به ظاهر مطيع ايلخان گرديد ولى كمى بعد باز عصيان كرد و بهرات تاخت ولى چون حريف ملك غياث الدّين كرت نشد بخراسان آمد و پس از شكست دادن امراى ابو سعيد در 718 راه مازندران پيش گرفت . اين دفعه امير حسين گورگان پسر امير آقبوقا جلاير از طرف ابو سعيد بقلع مادّهء شاهزاده يسور مأمور شد و يسور كه تاب مقاومت نداشت فرار اختيار نمود و در همين حال بقتل رسيد و خراسان آرام شد . 2 - از طرف شمال غربى يعنى از جانب معابر جبال قفقاز اوزبك خان پادشاه دشت قبچاق بممالك ايلخانى حمله برد . اين فتنه را هم خود ابو سعيد بهمراهى امير چوپان دفع نمود و اوزبك خان از طرف دربند بكشور خود مراجعت كرد . 3 - امير چوپان كه بزرگترين و مقتدرترين امراى ابو سعيد بود در لشكركشى بدربند چون از بعضى از سرداران و امراى ابو سعيد در كار جنگ سستى ديده بود ايشان را يا معزول كرد و يا سياست نمود و همين مسئله باعث رنجش ايشان از امير چوپان و تصميم آن جماعت بقتل اين امير گرديد . مخالفين در نزديكى درياچهء گوگچه بر امير چوپان و پسر او امير حسن حملهور شدند ليكن چوپان و پسرش از معركه سلامت